تبلیغات
شاهکارهای آیدا و آیدین

 لینكدونی ..

مهناز...-

بهترین های موسیقی...-

ARCHIVE
 

 لینكدونی ..

 

 جستجو در بلاگ..

 

 خبرنامه ..

 

 آمار وبلاگ..

امروز .... 

دیروز ....

در كل ...



یکشنبه 31 تیر 1386:جاده ی خوشبختی در دست تعمیره ! دور بزن برگرد این اسمش تقدیره

 

جاده ی خوشبختی در دست تعمیره ! دور بزن برگرد این اسمش تقدیره

 

آیدا +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[07:07 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

چهارشنبه 24 اسفند 1384:دوستت دارم

 

نه تو از خاک نیستی این را همه ی آبها می دانند و بادها که عمریست نام تو را  به دشتها می گویند

تو آمیزه ای از باران بهاری و یاسهایی

نه تو یک دنیا عشق به اضافهء صد دریا مهربانی و هزار دفتر ترانهء

عاشقانه ای

نه. چه می گویم؟

تو در ظرف این کلمات کوچک نمی گنجی. حرفهایم در برابر مهربانی تو به

خوابی آشفته می ماند

به آرزوهای پریشان و خیالها یی مبهم

فقط میتوانم بگویم: دوستت دارم

دوستت دارم چون عشق زیباست و تو عشق وجودم گشتی

دوستت دارم تا بدانی که رویش عشق در فصل خزان یعنی جان گرفتن من

در آغوش گرم تو

دوستت دارم

**************

آسمان همچو صفحه ی دل من

روشن از جلوه های مهتاب ست

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوشتر از خواب است

خیره بر سایه های وحشی بید

می خزم در سکوت بستر خویش

باز دنبال نغمه ای دلخواه

می نهم سر بروی دفتر خویش

آه باور نمی کنم که مرا

با تو پیوستنی چنین باشد

نگه آن دو چشم شور افکن

سوی من گرم و دلنشین باشد

بی گمان زان جهان رویایی

زهره بر من فکنده دیدهء عشق

می نویسم بروی دفتر خویش

                                                         جاودان باشی ای سپیده ی عشق

 

آیدا +عمومی , +

ویرایش در [چهارشنبه 24 اسفند 1384] || [02:03 ق.ظ]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

پنجشنبه 23 تیر 1384:از تو مهربان تر کیست

 

از تو مهربانتر کیست که دردهایم را با او در میان بگذارم و زخمهای دلم را پیش

رویش بشمارم؟

در روزهایی که ابرها بی وقفه بالای سرم راه میروند جز تو چه کسی زیر

درخت بید میایستد و برایم ترانه می خواند؟

در شبهایی که ماه و ستارگان و آتشکده ها و فانوسها هر یک به سویی

می گریزند جز تو چه کسی شمعی در دلم روشن می کند؟

مهربانم!

مرا به خاطر همهء نامه هایی که برایت ننوشته ام ببخش

مرا به خاطر همهء آوازهایی که برای تو نخوانده ام ببخش

مرا به خاطر همهء لبخندهایی که زندانی کرده ام و از تو دریغ داشته ام

ببخش

من می توانستم در یک بعد از ظهر زیبا شاخه ای گل به تو بدهم اما پاییز

اجازه نداد

من می توانستم کوزه هایت را پر از موج کنم اما طوفان از راه رسید و موجها

را با خود برد

من می توانستم در یک صبح تازه و معطر سرم را روی شانه هایت بگذارم و

گریه کنم اما غرورم نگذاشت

بهترینم!

صدایم را ببخش. لبهایم را ببخش. اشکهایم را ببخش

از تو مهربانتر کیست که سر گذشت دستهایم را برایش بنویسم و از فاصله ها

گله کنم؟

از تو آیینه تر کیست که قامت بر قامتش بایستم و احوال دلم را بپرسم؟

**************

از بوی باران گفت اما من نفهمیدم

از درد یاران گفت اما من نفهمیدم

در شرح حال ماجرای پر نشیب عشق

از خط پایان گفت اما من نفهمیدم

از بیستون و تیشه و شیرین و از فرهاد

از شور آنان گفت اما من نفهمیدم

یک بار با خنده دم از بی تابی دل زد

یک بار گریان گفت اما من نفهمیدم

از دستهای بی قرار شاعری تنها

گیرا و آسان گفت اما من نفهمیدم

گفتم که دستی گوییا ما را پریشان کرد 

از دست طوفان گفت اما من نفهمیدم 

 

 

آیدا +عمومی , +

ویرایش در [جمعه 4 آذر 1384] || [11:11 ق.ظ]

[10:07 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

پنجشنبه 4 فروردین 1384:این دل تنهایم

 

دوباره تنها شده ام.دوباره دلم گرفته. چرا هیچ غنچه ای به یاد من باز

نمی شود و هیچ بارانی از ناودان خانه ام عبور نمی کند

دلم هوای تو را کرده است. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران

می نویسم. یادت از بالای فرشته ها در کنارم می افتد

و گلهای داوودی لحظه هایم را مترنم می کند. به یاد شبی می افتم که تو را

در میان شمع ها دیدم. پروانه ای تو را سرود و خاکستر شد

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا می توان دید؟ در آواز

شباویزهای عاشق؟ در چشمان یک آهوی مضطرب؟ در شاخه های

یک مرجان قرمز؟ یا در شعر نیمه تمام شاعری که دیشب برای همیشه

سکوت کرد؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند برای تو نامه بنویسم . دلم می خواهد تو

نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشا نی همهء غریبان جهان بفرستی

کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز

بخوانم

کاش می توانستم در بیشه ای گمنام زیر سایهء شمشادها با شم

کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم

دوباره تنها شده ام دوباره شب دوباره تپش این دل بیقرار دوباره سایهء

حرفهای تو که روی دیوار رو به رو می افتد

دلم می خواهد همهء آسمانها کنار بروند دلم می خواهد همهء دیوارها پنجره

بشوند و من تو را در چشمانم بنشانم

دوباره شب دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همهء ابر های عالم هم پر

نمی شود

دوباره شب دوباره یاد تو که این دل تنها را بیدار نگاه داشته است

*************

من از تغزل و شعر و ترانه سرشارم

و با خیال غزل تا سپیده بیدارم

اگر چه شعر مرا در سکوت می شنوید

دلم خوش است که صدها نگفتنی دارم

به خلوت دل تنگم قدم گذار ای عشق

که لحظه های قشنگ تو را سزاوارم

بیا دوباره شب چشم من چراغان کن

که تا سحر به امید ت ستاره می بارم

 

آیدا +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[02:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

پنجشنبه 4 فروردین 1384:اولین دل

 

+به اولین کسی که گل سرخ کاشت سلام می گویم و به اولین دلی که عاشق شد درود می فرستم.

خوشا اولین خاطره خوشا اولین لبخند خوشا اولین گفتگو .

مدام ثانیه ها را می بینم که از روبه رویم می گذرند و در پشت خیابانی گنگ گم می شوند.

عمر من کوه عظیمی از ثانیه هاست.

چقدر زود رفته است روزهای با تو بودن و چقدر زود امده است روزهای بی تو بودن.

به تو سلام می کنم که روزگاری اتاق مرا با بابونه و حرف آکندی.

به تو سلام می کنم که همواره از پنجره ها و نیلوفرهای خوش ذوق هواداری می کردی و هیچگاه مرا در

مهلکه ی عشق تنها نگذاشتی.

چقدر تیره است روزهایی که از نام دلاویز تو تهی است.چقدر طولا نی است جاده ای که گام تو را از یاد برده

است.چقدر لجوج است مدادی که نمی خواهد از تو بنویسد.

چرا به من نگاه نمی کنی؟چرا سری به تنهایی من نمی زنی؟

به تو سلام می کنم که روزگاری حرفهایم را میان آیینه ها قسمت می کردی.

سلام مرا سبز کن ای یگانه ای که کهکشان های حوالی خانه ات پاییز و زمستان ندارد.

*********

مهمان نگاهم شو در یک شب رویایی

بگشای به روی من یک پنجره زیبایی

فانوس نگاهم را آویخته ام بر در

من منتظرم زیرا گفتند تو می آیی

بی تاب تر از موجم بی خواب تر از دریا

من مانده ام و یادت با یک شب یلدایی

تا عابر چشمانت ره گم نکند در شب

بر کوچه بتابان نور ای ماه تماشایی

ازپهنه ی چشمانت موج آمد و دل را برد

آری شده ام اینک دریایی دریایی

 

آیدا +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[01:03 ق.ظ] || [+]

Comments []

 

 

 

.(C) Copyright

All Right Reserved

Alireza Asgari !!